سالها است كه دوستداران علم «خود شناسی» و بخصوص آنان كه در آغاز راه تعلیم و آموزش قرار دارند میان نیروی «مانیه تیزم» و علم «هیپنوتیزم» تفاوتی قائل نیستند یا اصولاً نسبت به تفاوتهای موجود از نظر علمی بیتوجه میباشند.
نیروی مانیهتیزم یكی از قوای طبیعت محسوب میشود و در همه موجودات وجود دارد، اگر از این نیروی شریف كه كائنات از آن پیروی میكنند و مطابق قوانین عمومی آن، كرات مختلف، مدار خود را سیر مینمایند، سوء استفاده شود، طبیعت دیر یا زود انتقام خود را خواهد گرفت، این نیرو باید در راه عمومی، اجتماعی، خیر و صلاح نوع بشر و تداوی روحی صرف شود.
هیپنوتیزم با مانیه تیزم فرق زیادی دارد و نباید آن دو را با هم اشتباه گرفت. مانیهتیزم چنان كه بارها اشاره كردیم همان مغناطیس شخصی است كه یك نوع جاذبه میباشد، ولی هیپنوتیزم عبارت از خواب مصنوعی است كه توسط اشیا صدادار، چراغهای پرنور و یا چیزهای دیگر انجام مییابد. اشخاص عصبانی و صرعی برای این خوابها مستعد میباشند ولی اشخاص سالم را مشكل میتوان هیپنوتیزم كرد در صورتی كه با مانیه تیزم هشتاد درصد اشخاص سالم به خواب میروند و یا متأثر میشوند.
برای یاد گرفتن علم هیپنوتیزم، ریاضت لازم نیست و فقط متانت و بردباری در این علم انسان را موفق میكند ولی مانیهتیزم محتاج ریاضت است فرق دیگری كه خیلی مهم است عبارت از بینظم بودن خوابهای هیپنوتیزمی است در صورتی كه خوابهای مانیهتیزم مرتب و منظم بوده و یكی پس از دیگری سنگین میشود. مانیه تیزم دقت و حافظه را قوی كرده و به قوای معنوی انسان میافزاید. نیروی مانیه تیزم بهترین وسیله برای نگاهداری تعادل قوای جسمانی و روحانی است و به این علل است كه مانیهتیزم را برتر از علم هیپنوتیزم میدانند و اكنون در بیشتر نقاط جهان علما و پزشكان این علم را یاد میگیرند.
هیپنوتیزم دارای هیچ نوع قوایی نیست ولی مانیهتیزم دارای نیرویی طبیعی است كه در انسان از چشم و نوك انگشتان خارج میگردد كه حیوانات نیز دارای این نیرو میباشند و از آن استفاده میكنند.
یگانه مقصود از دانستن مانیهتیزم تداوی بیماریهای مختلف میباشد ولی نباید تصور كرد كه مغناطیس چندان معالج كل بیماریها بوده و باید خط بطلان بر روی علم طب و اطبا كشید بلكه مانیهتیزم قادر است كه غالب بیماریها را تضعیف نموده و برخی را نیز كه بیماریهای روحی و عصبی دارند معالجه نماید.
كاری را كه كلروفرم در بیهوش كردن بیمار میكند با نیروی مانیهتیزم میتوان عملی نمود یعنی بدن بیمار را بیحس كرده و عملیات جراحی را دربارهاش انجام داده بدین جهت دانستن این علم برای جراحان پر استفاده میباشد.
تقریباً تمام بیماریهای عصبی را به وسیله مانیهتیزم به طریقی آسان تداوی میتوان نمود و امروزه پزشكان جهان برآنند كه یگانه وسیله تداوی این گونه بیماریها مانیهتیزم میباشد، به طور كلی این علم در طب بیشتر مورد استفاده قرار گرفته و ممكن است در آینده در دانشگاهها این علم مورد توجه بیشتر واقع گردد، نه تنها بایستی پزشكان این علم را یادبگیرند بلكه برای آموزگاران، دبیران و استادان كه متصدی تربیت كودكان، جوانان، مردان و زنان آینده هستند دانستن آن ضرورت دارد زیرا میتوان با نیروی مغناطیس اشخاص تنبل را كاری و شاگردی را كه در درس نمیكوشند و علاقه نشان نمیدهد ساعی كرد و به همین جهت مانیهتیزم بهترین ومهمترین وسیله برای تربیت اطفال است.
كودكی در مدت یكسال چیزهایی را در خاطر میسپارد و یاد میگیرد ممكن است با مانیهتیزم آن را در عرض دو ماه به او یاد داد، با نیروی مانیهتیزم میتوان ترك سیگار كرد بطوریكه دیگر شخص معتاد میل استعمال آن را نداشته باشد و حتی از بوی آن خوشش نیاید، بدون اینكه تغییراتی در حالت عمومی بدنش پیدا شود.
برای قضات نیز آگاهی از این علم لازم است و ممكن است كه مجرمی را توسط آن مجبور به اقرار نمود و بدین وسیله حق را از باطل تشخیص و تفریق نمود.
تمام قوای معنوی را میتوان توسط مانیهتیزم در خود و دیگران تقویت نمود و بهمین جهت برای جامعه، علم مغناطیس چیزی فوقالعاده پر ارزش است و در آتیه ممكن است كه با ترقی این علم دیگر بشر احتیاجی به دارو و غیره نداشته باشد.
«دورویل» مانیهتیزور مشهور فرانسه مینویسد:«نسل درجه سوم را با این نیروی طبیعی مداوا كرده» آیا با این ترقی نباید انتظار آن روزی را داشته باشیم كه بشر معنی بیمار بودن را نفهمیده و به خوشی و سلامتی زندگی سعادتمندی را داشته باشد؟