نیک صالحی

Just another WordPress.com weblog

اقتصاد ايران، تنگناها و راه حل ها

نويسنده: صادق خليليان؛ استاد اقتصاد كلان دانشگاه تربيت مدرس و مدير گروه اقتصاد كشاورزي
قسمت چهارم:
به رغم اين پيشرفتها بر اساس آمار رسمي، نزديك به 30% از جمعيت ايران, زير خط فقر قرار دارند و متوسط سرانه درآمد ملي ايران يك پانزدهم كشورهاي پيشرفته است. حدود 5/3 ميليون نفر بيكار داريم و نرخ تورم دو رقمي است.
به نظر مي آيد اقدام‏ها در اين 15 سال اخير نقاط ضعفي داشته است كه نتوانستيم نتايج لازم را براي حل مشكلات به دست آوريم. بنابر اين, بايد نقاط ضعف كارهاي صورت گرفته را پيدا كنيم و در صدد رفع آن برآييم تا حركت به سوي جلو و جبران عقب ماندگي با سرعت بيشتري صورت گيرد.
بنده اعتقاد دارم نقاط ضعف مهمي در طول اجراي برنامه هاي توسعه تا كنون (بخصوص 7 سال اخير) وجود داشته است كه رفع آنها ممكن است سبب افزايش بازده اقدام‎هاي دولت شود، مشكل بيكاري را كاهش دهد، تورم را يك رقمي كند و بالاخره سطح رفاه و درآمد سرانه كشور را افزايش دهد. اين نقاظ ضعف و راه حلهاي آنها به اين شرح است:
1ـ به رغم تجربه 26 ساله پس از انقلاب و تربيت نيروهاي متخصص، توانمند، دلسوز، متعهد و مبتكر در اين مدت، هنوز در انتصاب برخي از مديريت‎هاي كليدي به اين معيارها توجه نمي كنيم. روابط حزبي و گاهي فاميلي سبب شود در انتخاب مديران ارشد اجرايي و علمي كشور اصل «شايسته‏سالاري» به رغم ادعاهاي دولتمردان در 7 سال اخير مورد توجه قرار نگيرد. شايد در اوايل انقلاب به دليل نبود كادرسازي در قبل از انقلاب، انتصاب برخي از افراد به نوعي توجيه‎شدني بود, ولي انجام دادن چنين كاري در اين شرايط, به هيچ وجه قابل قبول نيست.
متخصص عمران نبايد وزير كشاورزي شود، يك متخصص زراعت و يا خاكشناسي نمي تواند معاون برنامه و بودجه و اقتصادي يك وزارتخانه سازمان و يا مؤسسه علمي باشد. آيا رؤساي دانشگاه ما مي توانند افراد فاقد تجربه و ضعيف از نظر مديريت باشند؟ فردي كه صلاحيت وي در حد رئيس يك اداره يا مديريت يك بخش كوچك است نمي توان رئيس يك سازمان بزرگ يا معاون يك وزارتخانه يا رئيس يك دانشگاه شود.
به طور كلي و بر اساس روند عملكرد دولت در 7 سال اخير مي توان نتيجه گيري كرد كه انتصاب مديران ضعيف و كم تجربه به مسئوليتهاي بزرگ و همچنين, گماردن افراد توانمند به مسئوليتهاي كوچك و استفاده نكردن از توانايي مديران لايق و متعهد سبب كندي پيشرفت امور و نرسيدن به اهداف والا گرديده است.
بايد به اين نكته توجه كرد كه در وزارتخانه ها و سازمانهاي دولتي عواقب ضعف مديريت را در كوتاه مدت نمي توان به نحو مشهودي ديد. به همين منظور, نتايج منفي انتصاب غلط را مديران بالاتر به آساني متوجه نمي شوند. اگر در هر بازي فوتبال, بازيكني, خوب بازي نكند, مربي سريع متوجه مي‎شود و او را تعويض مي كند. در يك كارخانه اگر فردي خوب وظايف خود را انجام ندهد يا مديريت ضعيفي بر كارخانه گمارده شود، نتيجه اين كار غلط با كاهش توليد سريع معلوم مي گردد. اما ضعف مديريت‎ها در وزارتخانه ها، سازمانها، مراكز علمي و دانشگاه‏ها به دليل نبود شاخص عملكردي كه مشهود باشد, بسادگي خود را نشان نمي دهد. اين مدير بالاتر است كه اگر خودش به طور شايسته منصوب شده باشد, متوجه عملكرد مديران رده پايين‏تر مي شود.
منبع:
سایت «شبکه خبر دانشجو»
به نقل از:
http://www.bashgah.net

Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: