نیک صالحی

Just another WordPress.com weblog

مسئولیت معلم

وقتی که من بچه تر بودم, همیشه با برادر بزرگترم بگو و مگو داشتم و اصل ماجرا هم همیشه یک چیز بود؛ ایشون برادر بزرگ بودند و بنابر این, از اختیارها و امتیازهای ویژه بهره مند بودند – که خوب تا اینجایش قبول –  اما من همیشه معتقد بودم در قبال این امتیازها مسئولیتهایی هم باید وجود داشته باشه و گرنه, ترتیب به دنیا آومدن که به خودی خود سبب برتری نمیشه! اما به ظاهر, بقیه افراد خانواده با این نظر موافق نبودند؛ ‌نتیجه اش هم می شد؛ دعوا سر این که اگر اون حق داره, پس من هم دارم.
 همین سبب شد که من شغل معلمی را برای کار انتخاب کنم تا یاد بدم؛ البته چیزی از معلمی نمی دونستم. درسم که تموم شد, توی یکی از مدرسه های شناخته شده تهران معلم شدم و همه تلاشم این بود که یه سری بچه تربیت کنم که یاد بگیرند از مغزشان استفاده کنند؛ اما در ظاهر چیزی که آنها و مدرسه می خواستند، فقط یه سری نمره خوب بود که بدون زحمت به دست آمده باشه و البته در کنارش باسواد هم شوند که بتوانند در کنکور قبول بشوند.
مسئولیت من به عنوان معلم باسواد کردن شاگردانم با روشهای معقولی مثل دادن تمرینهای اضافه بر کتاب درسی (که تقریبا هیچی تویش پیدا نمی شد) بود و البته گاه گداری یک امتحان. اما هر وقت که بچه ها تنبلی می کردند و تکلیف انجام نمی دادند یا می خواستند امتحان ندهند؛ یک راست می رفتند سراغ مدیر و ایشون هم با چند تا حکم بدون اینکه به نظر معلم کاری داشته باشند، امتحان را لغو می کردند! و آخر سال, من معلم که حتی اختیار امتحان گرفتن هم نداشتم مسئول بیسوادی بچه ها شناخته می شدم.
یکی از همین ماجراها باعث شد که من با خانم مدیر, اساسی دعوام بشه و فرداش که به مدرسه اومدم، چشمتان روز بد نبیند با حکمی از طرف اداره مواجه شدم که مرا از کار معلق کرده بودند. من حیرانم از این همه سرعت عمل. مدرسه که تعطیل شد، یه راست رفتم اداره؛ کلی تحويلم گرفتن و گفتن کارت خوب بوده؛ اما تو باید بدونی که این مدیر, فامیل فلان تیمساره که در دفتر اعلیحضرت کار می کنه. حالا ما مجبوریم تو رو بفرستیم مدرسه دیگه.
 خلاصه خدمتنون عرض شود که من در جمع تا 15 سال اول خدمتم، یادم نمی یاد چند تا مدرسه و منطقه عوض کردم؛ ولی اینو می دانم که همیشه خواستم یه معلم بمانم, با همان مسئولیتهايی که به عنوان معلم دارم. 
 بعدها تصمیم گرفتم بدون هیاهوی شهری، وظیفه ام رو انجام بدم. اگه بدونید چقدر راحتم؛ الان توی یکی از روستاهاي استان سیستان و بلوچستان کار می کنم. مردمان بسیار نازنینی دارد. یاد می دم؛ یاد می گیرم؛ می بخشم؛ بچه ها هم منو می بخشن که نمی تونم بیشتر از این چیزی بهشون یاد بدم.
روز معلم را به تمامي معلمان عزيز كشور اسلامي‎مان تبريك و تهنيت مي‎گوييم و برايشان بهروزي و سلامتي آرزومنديم.

Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: