نیک صالحی

Just another WordPress.com weblog

آغاز هجرت انسان از راه رسيده است

حماسی ترین ماه تاریخ به ما می گوید که «حسين‏» زيباترين نامى است كه در شناسنامه بشر نوشته  شده است.

در پهندشت آفرينش انسان، سه پرده نمايش جاودانه از اسرار خلقت تصوير كرده اند:

1_ عصيان آدم در بهشت و هبوط او به طبيعت ‏خاكى؛ كه آغاز كارزار هماره تاريخى هابيل و قابيل است

2_ بعثت انسان و ختم رسالت؛ كه مدرسه معراج دوباره آدمى است.

3_ و «عاشورا»؛ كه صحنه نمايش فراگير و فشرده همه خوبیها و بدیهاست. عاشورا عرصه اثبات ظفرمندى انسان خداگونه بر سپاه ابليس است؛ پرده اى كه در آن عينيت عروج و حقيقت معراج را تصوير كرده اند.

و «حسين» روح زيباى خداگونگى انسان – ثار الله –  است.

آل عصمت هرگز بى دليل، حسين را وارث  آدم، نوح، ابراهيم، موسى،  عيسى و  محمد (ص) لقب نداده اند.

«حسين» زيباترين نامى است كه در شناسنامه بشر نوشته اند.

«حسين» تفسير بعثت، ترجمان نبوت و معناى امامت است.

سينه «حسين» جلوه گاه نور هدايت نبى اکرم (ص) و شمشيرش ذوالفقار عدالت حضرت على (ع) است.

اين مرام و منطق حسين است كه آزادگى را تفسير مى كند و آن فريادى كه از زبان او، هر دم در گوش زمانه مى پيچد، نداى همه مظلومان تاريخ است.

اگر «حسين» نبود، در دو راهي هاى دایمى انتخاب انسان – كه در سرنوشت‏ بشر تقدير كرده اند – چه كسى قافله هاى گمشده را هدايت مى كرد؟

از آن روز كه «خون خدا» در اوج بيداد عصر ستم در صحراى گرم و عطشناك نينوا بر زمين ريخته شد، «عاشورا» ديگر «دهم» نيست؛ «آغاز و انجام است».

عاشورا زمان نيست؛ بستر زمانه، فرهنگ، اصالت است.

«عاشورا» تداوم رسالت انسان در پهنه خلقت است.

مدينه فرهنگ و تمدن خدايى عاشوراست؛ شهرى مقدس به نام «كربلا». سرتاسر زمين خدا كربلاست.

هان ‏اى حسينيان، خيمه هاى عشق و عزا بر پا داريد و نغمه هاى شور شهادت سر دهيد و بر سنج آگاهى و طبل رحيل بكوبيد كه «محرم»، آغاز هجرت انسان، بهار اصحاب شهادت و فصل لاله هاى سرخ و شقايق هاى گلگون و زمان معراج «وارث آدم» از راه رسيده است.

از آن روز واقعه، هر كس و هر قافله اى كه ره مى سپارد، بى گمان در دو راهى انتخاب، كاروان حسين را خواهد ديد. پيوستن به اين قافله نور را آدابى است كه بى تشرف به آن، اجازه ورود نمى دهند.

 به حريم كاروان كه رسيدى، بايد احرام شهادت بربندى و چون نداى رسا، اما حزين و غريبانه «هل من ناصر ینصرنی» شنيدى بايد لبيك اجابت گويى؛ و اصحاب اين كاروان را پيمان نامه اى به رنگ خون است‏ و به زيبايى وسعت ايمان، «شهادت» خویش را در آن امضا کنی، بيرق سبز علمدار كربلا را بر سر خويش خواهى ديد، و اين عطر بهشت است كه به مشام تو مى رسد؛ «راه حسين كوتاه ترين راه بهشت است».

خون جارى عاشورا تا ابديت در رگ و ريشه آزادگى جارى است. غيرتمندى نيست كه ماجراى آن محشر عظما را بشنود و به احرار جهان نپيوندد.

كدام آزاده اى است كه وامدار قيام حسين (ع) و قيامتى كه هفتاد و دو تن در آن روز واقعه بر پا كردند، نباشد؟

كدام چشم است كه مرثيه مصيبت آل ثارالله را بشنود و خونابه غم مظلوميت و غربت انسان را از ديدگان فرو نريزد؟

گريه بر حسين، الفباى آداب بيدارى است و نشانه ای از ميل به طهارت روح را گواهی می دهد و اين آغاز كار است.

بايد حسينى شد.

هر جا كه قيامى بر پاست تا معروفى اقامه شود، «حسين» آنجاست؛ و هر كه بر منكر و ستم نخروشد، به كاروان حسين پشت كرده است.

«حسين» ميزان سنجش صداقت آدمى است، قبول ولايت ‏حسين، برات آزادى انسان از جهنم پليدي هاست.

هان اى حسينيان، خيمه هاى عشق و ايمان بر پا داريد و بر سنج آگاهى، طبل رحيل بكوبيد كه محرم، «آغاز هجرت انسان از راه آمده است»…

Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: