نیک صالحی

Just another WordPress.com weblog

نقش اميد در زندگى

يكى از ساز و كارهاى حيات و زندگى اميدوارى است. از نظر جهانبينى توحيدى، اميد تحفه الهى است كه چرخ زندگى را به گردش در مىآورد و موتور تلاش و انگيزه را پرشتاب مى كند. اگر روزى اميد از انسان گرفته شود، دوران خمودگى و ايستايى او فرا مى‏رسد. اميدوار بودن هنرى است كه بايد همگان آن را فرا گيرند.

حقيقت اميدوارى:
اميدوارى حالتى نفسانى است كه در آن انسان به امورى كه انتظارش را دارد دلبستگى پيدا می کند. اميد در انتظار چيزى بودن است؛ در حالى كه بيشتر وسايل و اسباب آن فراهم شده باشد. در فرهنگ فارسى، به طور معمول اميد و آرزو در كنار يكديگر به كار مى رود. در زبان عربى، به صورت جداگانه با عنوانهاى «رجا» و «اَمَل» استفاده می شود.
در هر اميدوارى، آرزو وجود دارد؛ ولى هر آرزويى اميدوارى نيست. شايد بتوان اميد را در زندگى به سكان كشتى تشبيه كرد؛ همان طورى كه كشتى بدون سكاندار در درياى خروشان و پرتلاطم سرگردان خواهد بود، انسان نااميد نيز در اين دنياى پرهياهو حيران خواهد ماند. برخي از افراد به علت شكستهایي كه در گذشته خورده
اند اميدشان را از دست می دهند، به طورى كه زندگى منهاى اميد را  تحمل نمی کنند و – در نهايت – مرگ  را که بدترین گزینه است انتخاب می کنند. آن عده هم كه زنده اند در واقع مرده متحركى بيش نيستند.

اميدوارى، نه خيالپردازى:
انسان باید به اندازه اى براى خود اميدسازى كند كه به مرز خيالپردازى نرسد. بايد مرز بين اميدوارى و خوش خيالى را بخوبى دانست تا يكى از آنها در جاى ديگرى قرار نگيرد. اميدوارى مقوله اى است كه با فعاليت و تلاش همراه است و از سه جزء «شناختى» و «عاطفى» و «حركتى» تشكيل مى شود. باغبانى را در نظر بگیرید که در ذهن خود ثمرها و نتايج كارش را – كه باغستانی سرسبز و آباد است – تصور مى كند و آن را مطلوب مى بيند. از اين رو، نوعى دلدادگى در او پديد مى آيد و آرزوى داشتن چنين باغى را مى كند و  سپس به منظور تحقق آن به فعاليت مى پردازد.
اين مسئله در زمينه
هاي معنوى نيز صادق است. رسول اكرم (ص) مى فرمايد: نادان كسى است كه از هواى نفسانى خود پيروى كند و در عين حال از خداوند انتظار بهشت داشته باشد.
بارها شنیده ایم که «در نااميدى، بسى اميد است»؛ ولى نباید با اين بهانه دست از كار و تلاش كشيد و به ياری ديگران چشم دوخت. ميوه شيرين و گواراى درخت اميد آن گاه به بار مى نشيند كه با تلاش و فعاليت آبيارى شده باشد. امام على(ع) مى فرمايد: از كسانى مباش كه بدون عمل به آخرت اميدوار است.
 بنابر اين، اگر انسان انتظار و اميد چيزى را دارد، بايد خود را براى استقبال از آن آماده كند. كسى كه ادعا مى كند انتظار چيزى دارد و اثرى در عمل او نمايان نيست در واقع به ادعاى دروغينى دست زده است.

اهميت اميد و آرزو در اسلام:
در اسلام، اميد و آرزو جايگاه رفيعى دارد؛ تا جايى كه در روايات معصومان (علیهم السلام) از اميد به عنوان «رحمت الهى» ياد شده است. پيامبر (ص) مى فرمايد: اميد و آرزو براى امت من رحمت است؛ و اگر اميد و آرزو نبود، هيچ مادرى فرزندش را شير نمى داد و هيچ باغبانى نهالى نمى كاشت. مادر نماد عاطفه و مهربانى است. اميد است که مادری را به مهربانى وا مى دارد و باران عطوفت وى را سرازير مى كند. اگر روزى اميد را از وى بگيرند، حتى حاضر نخواهد شد که نوزاد دلبندش را شير بدهد.
در حديثى از حضرت مسيح (ع)، مى خوانيم که در جايى نشسته بود و پيرمردى را مشاهده كرد كه با كمك بيل و كلنگ به شكافتن زمين مشغول است. حضرت مسيح (ع) به پيشگاه خدا گفت: خدايا، اميد و آرزو را از او بگير.
 ناگهان پيرمرد بيل را به كنارى انداخت و روى زمين دراز كشيد و خوابيد. كمى بعد، حضرت مسيح (ع) گفت: بارالها، اميد و آرزو را به او برگردان.
 … و مشاهده كرد که پيرمرد برخاست و دوباره مشغول فعاليت و كار شد. حضرت مسيح (ع) از او سؤال كرد كه من دو حال مختلف از تو ديدم: يك بار بيل را به كنار افكندى و روى زمين خوابيدى؛ و در مرحله دوم برخاستى و مشغول به كار شدى!
 پيرمرد در جواب گفت: بار اول، فكر كردم که پير و ناتوان شده ام؛ چرا اين همه به خود زحمت دهم و تلاش كنم؟ بيل را به كنار انداختم و بر زمين خوابيدم، ولى چيزى نگذشت كه اين فكر به خاطرم خطور كرد که از كجا معلوم سالهای زيادى زنده نمانم؟ انسان تا زنده است، بايد براى خود و خانواده اش تلاش كند؛ از اين رو، برخاستم و بيل را گرفتم و مشغول كار شدم.

اقسام اميد و آرزو:
به طور كلى، اميد و آرزو به دو قسمت «كاذب» و «صادق» تقسيم می شود. «استاد مطهرى» مى گويد: بيشتر افرادى كه از لحاظ روح و روان سالم و با نشاط اند و انحرافى پيدا نكرده اند كمتر به تخيل و به هم بافتن آرزوهاى دور و دراز و نامعقول مى پردازند. هميشه عملى فكر مى كنند و عملى آرزو مى كنند؛ يعنى آرزوهاى آنها در جهت همان مدارى است كه در زندگى دارند. روى بال و پر خيال نمى نشينند و آرزوى امور ناشدنى را نمى كنند؛ ولى افراد ضعيف – كه مبتلا به بيمارى روانى اند و نشاط عمل ندارند و در وجودشان همت و اراده اى وجود ندارد – بيشتر بر مركب سريع السير خيال سوار مى شوند و با خيالات خود را سرگرم مى كنند. پس بايد دايره اميدها و آرزوهايمان را محدود كنيم و بدانيم هر چيزى شايسته اميد داشتن نيست. بازيابى و تشخيص اميدهاى واهى و كاذب از اميدهاى واقعى و صادق و اميدهاى پست و بى ارزش از اميدهاى ارزشمند و متعالى و تجديد نظر در اميدها امرى ضرورى و اجتناب ناپذير است.

آفات اميد و آرزو:
ناآگاهى و بی‏اطلاعی از واقعيات و  غفلت از وظيفه اصلى و بلندپروازى و فاصله گرفتن از مبانى دينى و عوامل اجتماعى و فرهنگى حاكم بر جامعه از آفات عمده و مهم اميد و آرزوست.

آرزوهاى آفت‏زده:
1. آرزوى واهى:
در این مورد، اميدواريم؛ اما اميدهاى خيالى داريم. گاهى اميدهاي كاذب و واهى و غير واقعى – كه بيشتر به توهم شباهت دارد – به سراغمان می آيد. امام على(ع) آرزوهاى كاذب را به سراب و آبنمايى تشبيه كرده اند كه تشنه كامان را به دنبال خود مى كشاند؛ ولى هر لحظه آنها را تشنه تر مى كند. در آموزه هاى دينى، از آرزوهاى دراز به سبب آثار و پيامدهاى شوم آن به آرزوهاى غير منطقى تعبير كرده اند و نكوهش شده است. اميرالمؤمنين(ع) مى فرمايد: از آرزوهاى دراز بپرهيزيد كه زيبايى نعمتهاى الهى را از نظر شما مى برد و آنها را نزد شما كوچك مى كند و به كمى شكر فرا مى خواند.

2. آرزوى تعديل نشده:
يكى از آفات اميد و آرزو خروج از مدار اعتدال است. اگر اميد و آرزو از حد اعتدال خارج شود و رنگ افراطى به خود بگيرد، مفاسد جبران ناپذيرى در پی خواهد داشت. امام على (ع) مى فرمايد: از تكيه كردن بر آرزوها بپرهيزيد كه همانا سرمايه احمقان و مانع خير آخرت و دنياست.
 اگر آرزو در بعضى از آيات و روايات مذمت شده است، همين آرزوهاى دور و دراز است كه پشتوانه عقلانى ندارد. اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايد: برترين بی نيازى ترك آرزوهاست.
در روايتى ديگر، آثار زيانبار آرزوهاى واهى را اين گونه ترسيم فرموده اند: آرزوهاى دراز عقل انسان را مى برد؛ وعده آخرت را دروغ مى شمرد؛ انسان را به غفلت وا مى دارد؛ و سرانجام آن حسرت و ندامت است.
                   «آرزو بد نيست، طغيانش بد است»
هرگز نبايد به بهانه اميدوارانه زيستن کارها را به آينده موكول کرد و اكنون را رها كرد؛ يعنى نبايد «حال ممكن» را فداى آينده نيامده كرد. نگاه اميدوارانه با تلاش و فعاليت توأم است؛ در حالى كه كارها را به آينده واگذار كردن رخوت و سستى در پي دارد. توجه به گذشته و آينده برای فرار از دشواریهاى زمان حال بيمارى يا مقدمه بيمارى روانى است. پيامبر (ص) خطاب به «ابوذر» مى فرمايد: اى اباذر، از آن بپرهيز كه خيالات و آرزوها سبب شود تا كار امروز به فردا بيفكنى؛ زيرا تو متعلق به امروز و مال امروزى، نه روزهاى نيامده. در آنجا كه مى خواهى كار مفيد و لازم و خداپسندى انجام دهى، تأخير روا مدار. اى اباذر، به عمرت بيش از مالت بخل بورز.

آرزوى برتر:
اگر اميد و آرزو از محدوده تنگ دنياى مادى خارج شود و به آرمانى باقى و ثابت و هميشگى تبدیل  شود، به آرزوى برتر نزديك شده ايم. امام على (ع) مى فرمايد: هر كس که آرزو و آرمانش خداوند باشد نهايت آرزو و اميد را دريافته است.
قرآن مجيد آرزويى را كه به ارزشهای والاى انسانى توجه داشته باشد و رنگ الهى به خود بگيرد برترين آرزوها و اميدها می داند. آنجا كه مى فرمايد: مال و فرزندان زينت حيات دنياست و ارزشهای پايدار و شايسته نزد پروردگارت ثوابش بهتر و اميدبخش تر است. (کهف 46)
از روايات چنین استفاده مى شود كه خداوند به مقدار اين آرزوها و اميدها به افراد باايمان اجر و پاداش مى دهد. امام صادق(ع) مى فرمايد: گاهى بنده مؤمن تهى دست مى گويد: خدايا، به من روزى عطا كن تا فلان كار خير و نيك را به جا آورم.
 اگر خداوند در انسان باایمان صدق نيت ببیند، اجر و پاداشى برابر با اجر و پاداش كارهاى خير انجام شده براى او می نویسد.

Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: