نیک صالحی

Just another WordPress.com weblog

بایگانیِ معارف اسلامی

حکمت مصائب

یکی دیگر از حکمتهای مصائب و مسائلی که خدا برای انسان پیش می آورد این است که مرتبه و مقام بندگان بالا رود و در پیشگاه الهی مقربتر شوند. برای نمونه، به تصریح آیه  124 از سوره «بقره»، خداوند حضرت ابراهیم (ع) را به چندین امر آزمود؛ و چون ابراهیم آنها را با موفقیت سپری کرد، به «مقام امامت» رسید.

 گفتنی است که پیامبران هم مراتب مختلفی دارند  و فقط بعضی از آنها به مرتبه امامت رسیده اند. میان مرتبه نبوت و امامت چند مرتبه دیگر وجود دارد که حضرت ابراهیم همه آنها را سپری کرد.

وجه دیگری از مصائبی که خدا آن را را برای انسان پیش می آورد این است که مانع از مصیبت بزرگتر شود، درست همان طور که پزشک داروی تلخ را به کودک می دهد که مانع از بروز یا بزرگتر شدن مشکلات و گرفتاری وی شود؛ ولی چون کودک  این  حقیقت را نمی داند یا درک نمی کند، خوردن آن داروی تلخ را برای خود شر می داند.

 انسانها در برابر خداوند همانند کودکی اند که حکمت بسیاری از کارهای پزشک را نمی دانند و ندانسته و نفهمیده به پزشک گمان بد می برند.

خير و شر

یکی از نکاتی که در مورد بلایا و مصائب دنیوی باید به آن توجه داشته باشیم این است که بسیاری از چیزهایی که ما در جهان شر (بد) می دانیم فقط از نگاه ما شر است و ما به خیر و صلاح و فواید آنها توجه نداریم. برای نمونه، گرمای تابستان و سرمای زمستان موجبات گرفتاری و رنج بسیاری از افراد را فراهم می آورد؛ اما اگر گرمای تابستان نباشد، آب دریاها و رودخانه ها بخوبی بخار نمی شود تا در پاییز و زمستان بارندگی داشته باشیم؛ و اگر سرمای زمستان نباشد، آب در کوهها و… به صورت برف و یخ، برای استفاده در تابستان، ذخیره نمی شود.

اگر بیماری نباشد، تندرستی برای ما معنا پیدا نمی کند. اگر رنج نباشد، آسودگی بیمعنا خواهد بود و ما معنای آسودگی و ارزش آن را درک نمی کنیم. درست همان طور که اگر تاریکی نبود، ما معنای روشنایی و روز و ارزش آن را درک نمی کردیم؛ چون ما خیلی چیزها را از راه مقایسه و شناخت ضد آن درک می کنیم

برهان صدیقین

برهانهای خداشناسى به برهانهای وجودشناختى و جهانشناختى تقسيم مى‏شود.

براى برهانهای وجودشناختى (برهان صديقين)، تقريرهای مختلفى وجود دارد که از بیست نوع بیشتر است. در این نوع برهان، از وجود برای اثبات وجود استفاده می شود.

 این نوع برهان همان آیات انفسی است که در آیه 53 از سوره «فصلت» به آن اشاره شده است. این آیه می فرماید: «آیات و نشانه های خود را در آفاق (عالم بیرون) و در درون آنها (انفس) به ایشان نشان خواهیم داد تا روشن شود که او حق است».

در آیات آفاقی، از ممکن (مخلوقات) به وجود خالق و واجب الوجود پی می برند و به آن استدلال می کنند.

در «مكتب اشراق»، بر اساس قاعده‏ نور، برهان صدیقین را تقریر می کنند و در «حكمت متعاليه» بر مبناى اصالت و وحدت و مراتب وجود به تقریر برهان صدیقین می پردازند و اينكه «وجود بما هو وجود» عين تمام و كمال و فعليت است؛ و اینکه  اگر نقصان و نداشتن فعليت در ساحت وجود راه مى‏يابد، از ناحيه‏ معلوليت و وابستگى است.

«علامه طباطبایی» در تقریر برهان صدیقین گفته است: وجود واقعيتى است كه هر صاحب شعورى ناگزير است به آن اذعان و اعتراف کند. استدلال به بطلان وجود مستلزم ثبوت و وضع آن است، زیرا همان كسى كه مى‏گويد اشيا در واقع موهوم اند واقعيت را قبول و اثبات كرده است. آن واقعيتى كه عدم و بطلان نمى‏پذيرد واجب الوجود بالذات است. چيزهايى كه در واقعيت داشتن خود به واجب الوجود بالذات محتاج اند واجب بالغير و قائم به اويند (که از آنها به «ممکن الوجود» نیز تعبیر می شود). بنابراين، وجود خداوند (واجب الوجود بالذات) ضرورى و بديهى است؛ و برهانهایی که برای اثبات خدا به کار می رود نقش تنبيهى (هشدار دادن و متوجه کردن) دارد و او مستغنی از برهان است.

«برهان صدیقین» برهانی است که در آن «آفتاب آمد دلیل آفتاب»؛ یعنی همان طور که برای اثبات آفتاب از وجود خود آفتاب استفاده می شود، در اثبات واجب الوجود نیز به خود وجود استدلال می شود و وجود امری بدیهی است و نیاز به اثبات ندارد

آثار یاد خدا

خداوند در آیات متعددی همچون آیه 152 از سوره «بقره» به بندگان می فرماید: «به یاد من باشید تا من نیز شما را یاد کنم».
 از یک نگاه، خداوند در این آیه به انسان شخصيت مي بخشد و مقام انسان را تا آنجا بالا مي برد كه مي فرمايد: من و تو همديگر را ياد كنيم، تو ياد من باش تا من هم به ياد تو باشم.
بهترين نوع ياد كردن خداوند نماز است كه خداوند در آیه 14 از سوره «طه» مي فرمايد: «نماز را به پای دار براي ياد كردن من».
ياد كردن خداوند آثار ويژه اي در زندگي دارد. ياد نعمتهاي خداوند سبب می شود که بنده شكرگزار باشد.
 ياد قدرت بي پايان او سبب می شود که بنده به خدا توكل کند.
ياد علم و آگاهي او سبب حيا و  دستیابی بنده به تقواست.
 ياد كردن الطاف او سبب می شود که محبت بنده به خدا افزون شود.
ياد عدالت او سبب خوف از خداست.
 ياد امدادهاي او سبب اميد به اوست.

ياد كردن خداوند يكي از راههاي رشد معنوی

ياد كردن خداوند يكي از راههاي رشد و تكامل معنوي در انسان است و تأثير آن در زندگي فردي و اجتماعي درخور تأمل است.
قرآن کریم در آیه 3 از سوره «فاطر» می فرماید: «ای مردم، نعمتهایی را که خدا به شما ارزانی داشته است به یاد آورید»؛ ولی در آیه 152 از سوره «بقره » می فرماید: «مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم؛ و مرا شكر كنيد و ناسپاس نباشيد».
اینکه خداوند به گروهي از بندگان مي فرمايد ياد نعمتهاي من باشيد، ولي به گروه ديگري خطاب مي كند که ياد خود من باشيد به سبب تفاوت در درجات معرفت مردم است. شیرینی یاد خدا برای برخی به خودی خود ملموس نیست و فقط با به یاد آوردن نعمتهای خدا انگیزه پیدا می کنند که به یاد خدا باشند و از او اطاعت کنند و شکر او را به جا آورند، اما گروهی دیگر خدا را برای خودش دوست دارند و عاشق خود خدایند.
 ياد كردن خدا تنها به زبان نيست، بلكه با همه اعضاي بدن با دل و جان مي توان خدا را ياد كرد. ياد خداوند زمينه ساز شكرگزاری اوست و در قرآن یاد خدا بر شكر مقدم شده است

حکمت مصائب

برخی از مصائب و مشکلاتی که خداوند آن را برای بنده پیش می آورد برای این است که بنده به خود شناسی برسد و از نقاط ضعف و قوت خود آگاه شود و بفهمد که شاکر است یا ناسپاس. از خصوصیات پنهان خود آگاه شود و از راه تجربه به شناخت دقیقی از خود برسد و حقایقی را در یابد.

بسیاری از افراد (که صاحب فضیلت باشند) وقتی که خدا آنها را در شرایط و موقعیتهای خاص قرار می دهد، می توانند بفهمند که آیا براستی فلان نقطه قوت را دارند یا از فلان عیب مبرایند یا خیر.

بعضیها با قرار گرفتن در موقعیتها نیز چشم خود را روی حقایق می بندند و نمی خواهند به خودشناسی برسند و درصدد رفع معایب خود برآیند و این افراد در قیامت به خودشناسی می رسند.کوتاه سخن اینکه یک وجه از مصائبی که خدا آنها را برای انسان پیش می آورد برای شناخت پیدا کردن آدمی از خودش است و مقصود از آزمایشهای الهی همین است، وگرنه خدا از گذشته و حال و آینده ما آگاه است.

نکته مهم این است که راهی برای فرار از آزمونهای الهی وجود ندارد، ولی انسان زیرک سعی می کند تا به نقاط ضعف خود در پیشگاه خداوند اعتراف کند و در صدد رفع  معایب خود برآید. هر که مدعی تر است آزمونش سخت تر است.

نکته مهم  دیگر اين است که آزمونهای الهی همیشه در سختیها و گرفتاریها نیست، بلکه در خوشیها هم وجود دارد و شکرگزاری یا ناسپاسی ما بر خودمان معلوم می شود.

برهان مبدأ شناختى

برهانهای جهان شناختی متعددی برای اثبات خداوند بیان شده است که دسته ای از آنها مبدأ شناسی است. براى مبدأ شناسی مى‏توان از راه امكان يا حدوث يا حركت‏ يا ماهيت و … به مطلوب رسيد.

حضرت امیرالمؤمنین (ع)، در مورد برهان مبدأ شناسی، می فرمایند: «الدال على قدمه بحدوث خلقه، و بحدوث خلقه على وجوده. (خداوند، به حادث شدن خلق، بر قديم بودن و بر هستى خود راهنمايى كننده است‏».

مخلوق بودن مخلوقات هم دليل است ‏بر قديم و ازلی بودن خداوند و هم دليل است ‏بر وجود او.

اگر او كه خالق مخلوقات است ازلی نباشد، نياز دارد به خالق ديگرى و او نيز به ديگرى محتاج است و تسلسل لازم مى‏آيد. اينجاست كه علت اولى به عنوان موجودى قديم (ازلی) ثابت مى‏شود. پس حدوث (مخلوق بودن) مخلوقات دليل است ‏بر وجود و بر ازليت خداوند و مبدأ هستی.

موجود ازلی ثابت است و موجود مخلوق متغير است. به علاوه، موجود مخلوق ممكن است و موجود قديم (ازلی) واجب است. موجود حادث (خلق شده) مركب از صورت و ماده است  و موجود قديم (ازلی) بسيط (غیر مرکب ) است. موجود حادث (مخلوق) مركب از كمال و نقص و مرکب از وجدان و فقدان و مرکب از وجود و ماهيت است؛ و موجود قديم بالذات ،که ازلی و غیر مخلوق است،از هر گونه تركيبى منزه است.

بدين ترتيب، از عبارت كوتاه امیر المؤمنین (ع) مى‏توان چندين برهان جهان شناختى را استنباط و استخراج كرد

برهان غايت شناختى

یکی از راههای اثبات وجود خداوند برهانهای جهانشناختی است. برهان جهانشناختی نیز انواعی دارد که یکی از انواع آن «برهان غایت شناختی» است. اهميت غايت‏شناختى بمراتب بيشتر از «مبدأ شناختى» است. همگان موجود ازلى را به عنوان مبدأ نخستين قبول دارند. بسيار بعيد است كه كسی بینگارد پديده‏اى بدون علت ‏باشد. دانشمندان عالم – چه مادى و چه الهى – در علوم مختلف در پى تبيين پديده‏ها و جستجوى علل آنهایند. آنها هم از راه علت ‏به معلول پى مى‏برند و هم از راه معلول به علت.

اختلاف عمده و اساسى خداباوران با ماديگرایان بر سر علت غايى است. قرآن کریم و احاديث اسلامى مردم را به سوى نظم و حكمت و عنايت ‏سوق داده و رموز و اسرار حكيمانه‏ آفرينش را برهان غايتمندى آفرينش قرار داده‏ است.

قرآن، از زبان خردمندانى كه در آيات خلقت مى‏انديشند و دل را به ياد خدا مشغول مى‏دارند و – در حال قيام و قعود – به او توجه دارند، مى‏گويد:

«ربنا ما خلقت هذا باطلا…»؛ یعنی «پروردگارا، اينها را به باطل نيافريده‏اى‏».

مهم همين است كه انسان حقانيت آفرينش و بازیچه نبودن را ادراك كند و بداند كه بيهودگى در كار خداوند راه ندارد و حكمت و عدالت او اين جهان گسترده را فرا گرفته است

امام حسین (ع) از دیدگاه اندیشمندان غیر مسلمان

امام حسین (ع) از دیدگاه اندیشمندان غیر مسلمان

* «واشنگتن ايروينگ»، مورخ امريكايى، گفته است: برای امام حسین (ع) ممکن بود که زندگی خود را، با تسلیم شدن در برابر یزید، تجات بخشد؛ ولی مسئولیت پیشوایی اسلام به او اجازه نمی داد که یزید را خلیفه مسلمانان بشناسد. او، به منظور رها کردن اسلام از چنگال بنی امیه، خود را برای پذیرش هر اتفاقی آماده کرد. در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و روى ريگهاى تفديده عراق، روح حسين فناناپذير است. اى پهلوان، اى نمونه شجاعت، اى شهسوار من، اى حسين. * «مهاتما گاندى»، رهبر استقلال هند، گفته است:

من زندگى امام حسين (ع)، آن شهيد بزرگ اسلام، را بدقت‏ خوانده‏ام و به صفحات كربلا توجه كافى کرده‏ام. بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد كشوری پيروز شود، باید امام حسين (ع) را سرمشق خود قرار دهد

امر به معروف

بر اساس آیات متعدد و روایات معتبر، امر به معروف و نهی از منکر از فرایض مسلم است؛ اما این فریضه شروطی دارد،  از جمله:
1- کسی که امر به معروف یا نهی از منکر می کند باید خودش به احکام کاری که می خواهد به آن امر یا از آن نهی کند آگاهی داشته باشد.
2- امر به معروف و نهی از منکر نباید تأثیر معکوس و منفی داشته باشد. نهی از منکر اگر فرد گنهکار را جسورتر کند، نباید انجام شود.
3- امر به معروف و نهی از منکر در مواردی است که حدس بزنیم فرد گنهکار قصد ادامه کار بد خود را دارد. اگر بدانیم که او این کار بد را ادامه نمی دهد، حق نداریم که امر به معروف و نهی از منکر بکنیم تا خجالت بکشد .
در مورد امر به معروف و نهی از منکر باید به چند نکته توجه داشت:
*امر به معروف (دعوت به کار نیک) بر نهی از منکر (بازداشتن از کار بد) اولویت و تقدم دارد؛ چون تأثیر امر به معروف بیشتر از نهی از منکر است.
*امر به معروف و نهی از منکر فقط زبانی نیست. امر به معروف و نهی از منکر مراتبی دارد و بهترین نوع امر به معروف و نهی از منکر با اخلاق و رفتار است. ما باید با کار نیک خودمان دیگران را به کار نیک دعوت کنیم که این تأثیرگذارتر است. اگر مرتبه پایینتر امر به معروف مؤثر باشد، ما حق نداریم به مرتبه بالاتر آن اقدام کنیم. به عنوان مثال، اگر سکوت در جایی تأثیر لازم را بگذارد، ما حق نداریم که انتقاد را بر زبان بیاوریم و فرد را خجالتزده کنیم؛ و اگر- به عنوان مثال- با شوخی و خنده گفتن انتقاد  تأثیر لازم را بگذارد، ما نباید آن را با جدیت به طرف مقابل بگوییم.
* ما نمی توانیم کسی را در امور شخصی به کاری مجبور کنیم؛ چون انسانها دارای اراده و انتخاب آفریده شده اند و باید خودشان راه خودشان را انتخاب کنند. تا جایی که رفتار کسی برای دیگری یا جامعه ضرر نداشته باشد، ما نمی توانیم آنها را به کار نیک یا پرهیز از کار بد مجبور کنیم.
* در اموری که حکم قطعی آن معلوم نیست و فقط برخی از فقیهان کاری را حرام یا واجب می دانند (نه همه آنها)، چون حرام بودن یا واجب بودن آن کار قطعی نیست، امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست و چه بسا در این گونه موارد تأثیر سوء داشته باشد. در این صورت، امر به معروف و نهی از منکر حرام می شود.
 * نهی از منکر نباید شخصیت فرد را خدشه دار کند و موجب تحقیر وی شود. پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: «کسی را تحقیر نکنید». همچنين، در احادیث آمده است که «هر کس دیگری را به سبب کاری یا چیزی ملامت کند بیم آن است که خودش به آن عیب مبتلا شود. اگر کسی را ملامت و شخصیت او را خدشه دار و او را تحقیر کرده ایم ، برای نجات از عاقبت سوء آن، باید دست به دامن خدا شویم و استغفار کنیم. خود من هم پیش از همه استغفار می کنم».
 * فضولی و تجسس در کار و امور شخصی دیگران حرام است. قرآن کریم می فرماید: «و لا تجسسوا» (در کار دیگران تجسس نکنید). ما نباید در پی یافتن  ایراد دیگران باشیم. حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: خوشا به حال کسی که در پی عیوب خود باشد و این کار او را از پرداختن به عیوب دیگران باز دارد